هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

459

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

همه « صلوات » مىفرستادند . « سويس » ، قصبه‌اى « 1 » است بزرگ . جمعيتش مشتمل است بر 000 ، 25 نفر مردمان « مختلف المشرب » و « متفاوت المذهب » ، از قبيل « ايتاليايى » و « يونانى » و « فرانسوى » و « انگليسى » « 2 » و « عرب » و « يهود » . اهل خود « سويس » چشم‌هاى كوچك شكسته دارند . و روى هم رفته « قصير الخلقه » هستند . كوچه‌هاى شهر « تنگ » و « معوج » و « كثيف » است . هيچ كالسكهء اسبى پيدا نمىشود . سواريشان منحصر است به الاغ . چند گارى باركشى ديده شد ، كه شتر و قاطر مىكشيدند . سه‌شنبه ، بيست و سيم [ شعبان 1304 ه . ق . ] ساعت 9 [ صبح ] ، پس از صرف نهار ، به موقف « كالسكه بخار » رفته ، متوجه « مصر » « 3 » شديم . اقطار « كالسكه بخار » متجاوز از 7 يا 8 نبود . همه « كوچك » و « كثيف » و « ناراحت » . گويا در دنيا « كالسكه بخار » به اين بدى پيدا نشود . از « سويس » تا « اسماعيليّه » ، طرفين راه ، زمين باير و خشك بود . حرارت هوا به قدرى شديد بود ، كه نزديك بود هلاك شود . « 4 » ساعت 2 [ عصر ] در منزل « زاكازيك » ، « 5 » چاشت پاكيزه‌اى صرف شد . ساعت 5 ربع كم ، وارد « قاهره » شديم . از « كالسكهء بخار » كه الحق محبسى گرم و خفه بود ، پياده شده ، سوار كالسكهء اسبى شده ، رفتيم به « شفرد هتل » ، كه يكى از مهمان‌خانه‌هاى بسيار خوب « مصر » است ؛ بلكه مىخواهم بگويم از حيثيت « 6 » « آسايش » و « راحت » مسافرين ، اوّل و مقدم است . تمام اسباب « مهمان‌خانه » ، از قبيل « آئينه » و « ميز » و « كرسى » و « تخت‌خواب » و

--> ( 1 ) . جايى است بزرگتر از روستا و كوچكتر از شهر . گاه به پايتخت ( عاصمه ) هم گفته مىشد . ( 2 ) . در اصل : انگليس ( 3 ) . به قاهره ( Cairo ) پايتخت مصر ، نيز مصر ( Egypt ) مىگويند . مصر يعنى شهر بزرگ ، شهرستان ، هر شهر كه جامع و بزرگ باشد . مصر القاهره ، شهر قاهره را مىگفتند و بعدها آن را خلاصه كرده ، در دوره‌هاى مختلف مصر مىناميدند . ( 4 ) . منظور : هلاك شوم . ( 5 ) . به آن زقازيق يا الزقازيق مىگويند . و در سال 1996 م . 351 ، 267 نفر جمعيت داشته است . ( 6 ) . حيث .